حزب الله
الا ان حزب الله هم الغالبون
قالب وبلاگ

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

من توقعم این است که مردم ما کتابخوانى را جدى بگیرند. البته جمعى از مردم جدى مى‌گیرند؛ اما همه این طور نیستند. من مى‌خواهم خواهشى از مردم بکنم و آن این است: کسانى که وقتهاى ضایع‌شونده‌اى دارند؛ مثلا به اتوبوس یا تاکسى سوار مى‌شوند، یا سوار وسیله‌ى نقلیه‌ى خودشان هستند و دیگرى ماشین را مى‌راند، یا در جاهایى مثل مطب پزشک در حال انتظار به سر مى‌برند و به‌هرحال اوقاتى را در حال انتظار به بى‌کارى مى‌گذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس که نشستند، کتاب را باز کنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسیدند، نشانه‌اى لاى کتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصتهاى بعدى آن را باز کنند و از همان جا بخوانند.


بنده خودم چند جلد قطور از یک عنوان کتاب را در اتوبوس خواندم! البته قضیه مربوط به قبل از انقلاب است که چند روزى براى انجام کارى از مشهد به تهران آمده بودم. بنا به دلایلى نمى‌خواهم اسم کتاب را بگویم. وضعیت و فضاى اتوبوسهاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستیم تحمل کنیم. دلم مى‌خواست سرم پایین باشد و خواندن کتاب در چنین وضعیتى بهترین کار بود. ساعتى را که به این حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌کردم ضایع مى‌شود. آن وقتها تقریبا یک ساعت طول مى‌کشید تا آدم با اتوبوس از جایى به جاى دیگر مى‌رفت. بعضى وقتها این جابجایى کمتر یا بیشتر هم طول مى‌کشید. به‌هرحال چنین یک ساعتهایى را احساس نمى‌کردم که ضایع مى‌شود؛ چون کتاب مى‌خواندم.

[ جمعه 7 بهمن ماه سال 1390 ] [ 20:14 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]

ای مهدی صاحب‌‌الزمان (عج) اینکه نام سربازی و نوکری تو را بر ما نهاده‌اند، مایه 

افتخار است، ولی از اینکه نمی‌توانم آنچنان که تو می‌خواهی باشم، روحم عذاب می‌کشد.
شهید ابوالفضل مختاری

امام زمان چشمان گنهکارم پر از اشک است، چه بسیار اشک ریخته‌ام فریادزده‌ام صدایت کرده‌ام، یابن‌الحسن (عج) گوشه چشمی بر من فکن، مهدی جان سخت حیرانم، رخسار چون ماهت را برایم بگشا زیرا که منتظرم.
شهید علی دستان

ای مهدی (عج) عزیز فرمانده جبهه‌ها، ای یاور رزمندگان اسلام، به یاریمان بشتاب،و در آخرین لحظات چشمانم را به جمالت منور فرما و از خدا می‌خواهم در هنگام شهادتم، مهدی (عج) حاضر باشد، مهدی جان (عج) در لحظه شهادت سرمان را بردار و در آغوش بگذار که ما جز دامان تو پناهی نداریم.
شهید احمد (حمید) مهرمحمدی

مهدی جان تو را به مادرت زهرا (س) و جد بزرگوارت  علی‌بن‌ابیطالب (ع) مرا یاری کن که تو واسطه فیض الهی بر ما هستی.
شهید مسعود تفنگچی

…مگر می‌شود عاشق امام زمان (عج) این مولا و سرور بود ولی برای دیدن و زیارت او جان نداد، باید دوست فدای دوست گردد، و عاشق فدای معشوق و عابد فدای معبود.
شهید مهدی زین الدین

در زمان غیبت کبری به کسی منتظر گفته می‌شود و کسی می‌تواند زندگی کند، که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان (عج)، خداوندا امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد.
شهید سید مهدی بلادی

ای مهدی صاحب‌‌الزمان (عج) اینکه نام سربازی و نوکری تو را بر ما نهاده‌اند، مایه افتخار است، ولی از اینکه نمی‌توانم آنچنان که تو می‌خواهی باشم، روحم عذاب می‌کشد.
شهید ابوالفضل مختاری

امام زمان چشمان گنهکارم پر از اشک است، چه بسیار اشک ریخته‌ام فریادزده‌ام صدایت کرده‌ام، یابن‌الحسن (عج) گوشه چشمی بر من فکن، مهدی جان سخت حیرانم، رخسار چون ماهت را برایم بگشا زیرا که منتظرم.
شهید علی دستان

ای مهدی (عج) عزیز فرمانده جبهه‌ها، ای یاور رزمندگان اسلام، به یاریمان بشتاب،و در آخرین لحظات چشمانم را به جمالت منور فرما و از خدا می‌خواهم در هنگام شهادتم، مهدی (عج) حاضر باشد، مهدی جان (عج) در لحظه شهادت سرمان را بردار و در آغوش بگذار که ما جز دامان تو پناهی نداریم.
شهید احمد (حمید) مهرمحمدی

[ جمعه 7 بهمن ماه سال 1390 ] [ 20:09 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]


بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری1388/07/02 

ما نه فقط در عمل احتیاج به شجاعت داریم، در فهم هم احتیاج به شجاعت داریم. در فهم فقیهانه، احتیاج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود، حتى در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد. درک روشن از کُبریات و صُغریات؛ گاهى انسان کُبریات را درست میفهمد، در صُغریات اشتباه میکند. این درک صحیح از مبانى دین و از موضوعات دینى و از موضوعات خارجىِ منطبق با آن مفاهیم کلى و عمومى یعنى کُبریات و صُغریات احتیاج دارد به اینکه ما شجاعت داشته باشیم، ترس نداشته باشیم؛ والّا ترس از مالمان، ترس از جانمان، ترس از آبرویمان، انفعال در مقابل دشمن، ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر این حرف را بزنیم، علیه ما خواهند بود؛ اگر این حرف را بزنیم، فلان لکه را به ما خواهند چسباند؛ این ترسها فهم انسان را هم مختل میکند. گاهى انسان به خاطر این ترسها، به خاطر این ملاحظات، صورتِ مسئله را درست نمیفهمد؛ نمیتواند مسئله را درست درک بکند و حل بکند؛ موجب اشتباه خواهد شد. لذا «و لا یخشون احدا الّا اللَّه» خیلى مهم است؛ در این آیه‌‌ى شریفه‌‌ى «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احدا الّا اللَّه و کفى باللَّه حسیبا»؛ معلوم میشود شرط بلاغ و ابلاغ و تبلیغ، همین عدم خشیت است که: «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». میگوئى: آقا! اگر این کار را بکنم، ممکن است در دنیا سرم کلاه برود. خوب، «و کفى باللَّه حسیبا»؛ محاسبه را به خدا واگذار کنید و بگذارید خدا برایتان محاسبه کند. اگر پرواى قضاوتهاى مردم، داورى‌‌هاى گوناگون مردم را به جاى پرواى از خدا گذاشتیم، مشکل درست خواهد شد؛ چون پرواى از خداى متعال تقواست. اگر این را کنار گذاشتیم و ترس مردم جایگزین شد، آنوقت فرقانى هم که خداى متعال گفته، پیدا نخواهد شد؛ «ان تتّقوا اللَّه یجعل لکم فرقانا»؛ این فرقان ناشى از تقواست؛ روشن شدن حقیقت براى انسان، دستاورد تقواست. و به نظر من این مسئله خیلى مهم است؛ مسئله‌‌ى خشیت از مال و جان و حرف مردم و آبرو و زمزمه‌‌ها و حرفها و حدیثها و تهمتها و اینها، خیلى مهم است؛ اینقدر این مسئله مهم است که خداى متعال به پیغمبرش خطاب میکند و او را برحذر میدارد: «و اذ تقول للّذى أنعم اللَّه علیه و انعمت علیه أمسک علیک زوجک و اتّق اللَّه و تخفى فى نفسک ما اللَّه مبدیه و تخشى النّاس و اللَّه احقّ أن تخشاه»؛ ملاحظه‌‌ى حرف مردم، ملاحظه‌‌ى این تهمتى که خواهند زد، ملاحظه‌‌ى چیزى را که خواهند کرد، نباید کرد؛ «و اللَّه احقّ ان تخشاه». به نظر من یکى از چیزهائى که فتوحات گوناگون امام را ارزانى آن بزرگوار داشت، همین شجاعت او بود، که فتوحات علمى، فتوحات معنوى، فتوحات سیاسى، فتوحات اجتماعى، این مجذوب شدن دلها به آن بزرگوار را - که واقعاً چیز عجیبى بود - به وجود آورد. و شجاعت آن بزرگوار این بود که ملاحظه‌‌ى هیچ چیزى را نمیکرد. بالاخره اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشیت از خدا بنشانند؛ یعنى مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ «الّذین قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». یعنى اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا ! «إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم»، جوابش همین است: «فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل». نتیجه‌‌اش هم این است: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء». نتیجه‌‌ى این احساس، این درک، این حقیقت روحى و معنوى همین است که: «فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء». بنابراین، بایستى این شجاعت را داشت.

دشمن انواع و اقسام کار را میکند؛ انواع و اقسام فعالیت را میکند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‌‌هاى دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مى‌‌نشینند طراحى می‎کنند تا ذهن خواص را عوض کنند؛ براى اینکه بتوانند مردم را بکشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه دارند. به نظر من یکى از وظائف اصلى امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت کنیم و بتوانیم ان‌‌شاءاللَّه بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بکنیم.

انقلاب اسلامى، خیلى ریشه‌‌دار است؛ خیلى قوى است؛ خیلى ارکان مستحکمى دارد؛ و خداى متعال هم پشتیبان ماست؛ همین طور که من بارها از قول امام (رضوان اللَّه علیه) نقل کرده‌‌ام که فرمودند: من از اولى که وارد این قضیه شدیم، دیدم - یا احساس کردم - یک دست قدرتى دارد کارها را پیش میبرد. حقیقتاً همین جور است؛ و این را ایشان به من فرمودند. انسان این دست قدرت الهى را مى‌‌بیند. البته این دست قدرت الهى، قوم و خویشى‌‌اى با ما ندارد - «من کان للَّه کان اللَّه له»، «إن تنصروا اللَّه ینصرکم»، «و لینصرنّ اللَّه من ینصره» - باید در خدمت این راه باشیم؛ خالصانه؛ آنچه که داریم، بیاوریم میدان و براى این راه تقدیم کنیم؛ تلاشمان و کارمان را براى این راه تقدیم کنیم. خداى متعال هم تفضل خواهد کرد؛ لطف خواهد کرد؛ امروز هم همین کار شده و خداى متعال تفضل کرده و سنگ دشمن به سوى خودش برگشته؛ تیرش کمانه کرده به طرف خودش؛ و نتوانستند از توطئه‌‌اى که کردند، طرفى ببندند.

قطعاً این بلواهاى بعد از انتخابات، به نظر آدمهاى خبره و آگاه، برنامه‌‌ریزى شده بود. یعنى انسان با هر کسى از انسانهاى فهیم که با مسائل کشور و با مسائل جهانى آشنا هستند، در میان میگذارد، میفهمد. پریروز من به ایشان همین را عرض کردم؛ گفتم اینها برنامه‌‌ریزى شده بود. ایشان گفتند: قطعاً. یعنى همه این را میفهمند که این کار برنامه‌‌ریزى شده بوده و این یک کار دفعى نبود که بخواهیم بگوئیم یک چیزى پیش آمده. مثلاً دفعتاً کسى بلند شد حرفى زد؛ نه، این کار برنامه‌‌ریزى شده بود؛ از یک مرکزى هدایت میشد. خوب، شکست خوردند دیگر؛ ان‌‌شاءاللَّه این شکست‌‌شان ادامه هم پیدا خواهد کرد. منتها دائم دارند توطئه می‎کنند.
این را هم عرض بکنیم؛ بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، این جمله‌‌ى «کن فى الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» را بد میفهمند و خیال می‎کنند معنایش این است که وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.

در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانى است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ى عظیمى بود؛ یک عده‌‌اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، براى گروه‌‌هاى مختلف سخنرانى میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌اى که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنى قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فى هذا القتال»؛ ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعى است که یحلب؛ همان ظهرى است که یرکب! گاهى سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى کنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خداى متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند.

بصیرت مردم کردستان
پیام تسلیت در پی حادثه‌ی خونین تروریستی در کردستان1388/06/28 
دست جنایتکار و گنهکار مزدوران استکبار و ارتجاع به خون عالم مجاهد و روحانی خدمتگزار جناب ماموستا شیخ الاسلام نماینده‌ی مجلس خبرگان رهبری آلوده شده و آن مرد شریف و خدوم پس از دهها سال دفاع صریح از حق، بدست جنود باطل به شهادت رسیده است. در این چند روز چند عنصر روحانی ارزشمند دیگر از جمله امام جمعه‌ی موقت سنندج و 2 تن از مسئولان قضائی محترم آن استان که پیش از این بزرگوار مجروح و یا شربت شهادت نوشیده اند، به این زنجیره شقاوت و خونخواری در ماه مبارک رمضان و در آستانه‌ی روز دفاع از ملت فلسطین، نشان دهنده‌ی آن است که این جنایتکاران با وجود ادعای دینداری و تعصب مذهبی، نه فقط احترام شهر الله را هتک می‎کنند، بلکه آماج حمله‌‌ی آنان در اصل، همان چیزی است که دستگاه استکبار و برخی دولتهای روسیاه منطقه کمر دشمنی با آن بسته اند. دلبستگی به نظام جمهوری اسلامی و دفاع از آرمانهای اسلامی و مسأله‌ی قدس شریف جرم نابخشودنی این شهیدان و مجروحان عزیز از نظر این مزدوران جنایتکار و اربابان فرعون صفت و قارون منش آنهاست. پس از اردیبهشت معطر امسال کردستان که در آن ندای گوش و دل نواز وحدت اسلامی بیش از همیشه در آن دیار طنین افکند، دستگاه استکبار و استبداد اکنون درصدد انتقام‌گیری از مردم نجیب و مظلوم آن استانند. برای آن دشمنان سنگدل، کرد و فارس و شیعه و سنی تفاوت نمی‎کند. دل پلید و پر کینه‌ی آنان حتی به روحانی کهنسالی چون شهید مظلوم ماموستا شیخ الاسلام نیز با قساوت و شقاوت دست ستم می‌گشاید. لعنت خدا و رسول و مؤمنان بر آن خونخواران و مراکز اصلی پشتیبانی و فرماندهی آنان باد. مردم عزیز کردستان با بصیرت کامل، دشمنان خود را بشناسند و مسئولان امنیت استان مقابله قدرتمندانه با این آدمکشان محارب را در صدر برنامه‌های خود قرار دهند.

[ پنجشنبه 6 بهمن ماه سال 1390 ] [ 20:29 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]


نوار مصاحبه شهید تورجی و خاطرات دوستان :
اوایل فروردین شصت و دو بود . در کنار بردار هدایت بودم . حرفهایش عجیب بود . می گفت : دیگر تحمل ندارم . دنیا برای خیلی کوچک شده! 
دیگر طاقت ماندن ندارم . مثل انسانی شده ام که نمی تواند نفس بکشد. می خواهم داد بزنم! می خواهم پروازم کنم! 
من هم با تعجب گوش می دادم . روحیاتش خیلی عوض شده بود. همان روز خبر رسید که عملیات دیگری در راه است . 
خودروهای نظامی بچه ها را به سوی منطقه فکه شمالی منتقل کردند. رنگ چهره برادر هدایت تغییر کرده بود. گویی مسافری بود که آخرین لحظات سفر را طی می کرد. 
چادرها برپا شد. قرار بود گردان چند روزی در آنجا مستقر باشد. آمد در جمع بچه ها . خیلی مودب صحبت کرد. پیشنهاد کرد در همین جا مسجدی برپا کنیم . چهار نفر به نام های برادران فیضی ، انصاری ، رضایت و بت شکن بلند شدند. آنها به همراه برادر هدایت پیگیر شدند و مسجد گردان راه افتاد. (شهید تورجی در نوار مکثی کرد و گفت : همه این پنج نفر شهید شده اند) 
خاک سرزمین فکه گریه ها  و ناله های جانسوز آنها را به یاد دارد . چه حالی داشتند . چگونه خدا را صدا می زدند. سجده های طولانی آنها را در نیمه شبها فراموش نمی کنم. 
سه روز مانده بود به آغاز عملیات والفجر یک . از طرف فرماندهی گردان کلیه بچه ها را جمع کردند.
پس از سخنرانی همه نیروهای گروهان ها را جابجا کردند. گفتند : باید برای عملیات نیروهای با تجربه و کم تجربه ترکیب شوند. 
برادر هدایت به گروهان عمار منتقل شد . محل استقرار آنها از گروها ما یعنی ابوذر جدا شد. 
فاصله ما ازهم زیاد بود. اما دلهای ما به هم نزدیک . از فرمانده اجازه می گرفتم . 
هر روز مسافت طولانی با پای پیاده می رفم . به قصد دیدن او . نگاه او دریایی بود  از معرفت . لبخند او روحیه من را تغییر می داد. 
عصر روز بیستم فروردین بود. فرمانده ما اعلام کرد : امشب ساعت ده عملیات آغاز می شود. همان روز به دیدن برادر هدایت رفتم . همدیگر را در آغوش گرفتیم . بوی عطر خاصی می داد. چنین بویی به مشامم نخورده بود.!
چهره اش برافروخته بود. همینطور در آغوش هم بودیم . حال عجیبی بود. من مطمئن بودم که این آخرین دیدار ماست ! 
ساعت ده شب حرکت نیروها آغاز شد . ترس عجیبی داشتم . رنگم پریده بود. اولین باری بود که به طور مستقیم به خط دشمن حمله میکردیم . به ما گفته بودند : اگر دوستان شما هم روی زمین افتادند معطل نشوید . باید جلو بروید و کانالهای روبرو را تصرف کنید. 
حالت بدی بود. صدای تیراندازی و شلیک منور قطع نمی شد. گویی عراقی ها می دانستند ما ازکجا حرکت می کنیم . 
گروهان یاسر جلوتر از ما حرکت کرد. گروهان ما هم پشت سر آنها به راه افتاد. صدای شلیک تیربار عراقی ها لحظه ای قطع نمی شد. 
بچه ها همین طور روی زمین می افتادند . صدای ناله ها همینطور زیاد می شد . در تاریکی شب چندین  بار از روی بدن دوستانمان عبور کردیم  ! 
مشغول دودن بودیم. برای لحظه ای تعجب کردم ! من به سَر ستون رسیده بودم . فقط سه نفر قبل از من بودند! این یعنی همه بچه های گروهان یاسر... 
هرلحظه منتظر گلوله ای بودم . ترس بر من غلبه کرده بود. یکدفعه به یاد برادر هدایت افتادم . توصیه کرده بود هر وقت در این حالت قرار گرفتی آیه سکینه را بخوان. بسیار به  انسان آرامش می دهد. من هم شروع کردم : هو الذی انزل السَکینه فی قلوب المؤمنین ........
رسیدیم به کانال . اما اصلاً جای امنی نبود. گلوله های خمپاره دشمن به طور دقیق داخل کانال می خورد. کار سخت شده بود . دشمن موانع عجیبی را بر سر راه بچه ها به وجود آورده بود. 
از مسیر کانال جلو رفتیم . ما پشت نیروهای دشمن رسیده بودیم ! تعداد نیروهای ما کم بود. 
با فرماندهی تماس گرفتیم . گفتند : خط دشمن شکسته نشده . بسیاری از گردانها به خطوط موردنظر نرسیده اند . تا هوا تاریک است برگردید! 
منورها آسمان را روشن کرده بود. آماده برگشت شدیم . در مسیر برگشت قمستی از کانال پر شده بود. 
تیربارهای دشمن همان نقطه را زیر آتش گرفته بودند. هرکسی از آنجا عبور می کرد مورد اصابت قرار می گرفت. 
با چند رفتیم کنار کانال . به سمت دشمن شلیک کردیم . بقیه بچه ها سریع به سمت عقب حرکت کردند. وقتی همه از  آنجا عبور کردند. ما هم به سمت عقب دویدیم . 
قبل از روشن شدن هوا به خاکریز شروع عملیات رسیدیم . هیچ کاری نمی شد کرد. بسیاری از دوستان ما در طی مسیر مانده بودند. با اینکه خسته بودم و خواب آلود اما سریع به سراغ بچه های گروهان عمار رفتم . 
تعداد بچه های سالم آنها هم کم بود. همه خسته بودند. هرکس گوشه ای افتاده بود . با تعجب از همه سوال می کردم . 
از بچه ها سراغ هدایت را می گرفتم . هیچکس از او خبری نداشت . سراغ فرمانده شان رفتم . او هم اظهار بی خبری کرد. خیلی به دنبال او گشتم . اما هیچکس خبری نداشت . 
حتی به سراغ محل نگهداری شهدا رفتم . آمبولانس ها و سنگر امداد گرها را گشتم . اما خبری نبود. 
خسته شدم . در کنار بچه های گروهان عمار نشستم . یکی از بچه های همان گروهان پیش من آمد. او را می شناختم . او هم مثل من ارادت قلبی به برادر هدایت داشت . 
بعد از سلام و احوالپرسی سراغ او را گرفتم . نفس عمیقی کشید . در حالی که بغض کرده بود گفت : زیاد دنبال او نگرد! عصر دیروز فرمانده ما یک نفر را برای نگهبانی می خواست . برادر هدایت مفاتیح کوچکش را برداشت و به سنگر جلو رفت . 
دوساعت بعد برگشت . شخص دیگری جایگزین او شده بود . چهره هدایت خیلی تغییر کرده بود . یکپارچه نور بود . بوی عطر عجیبی داشت . وصیتنامه اش را همانجانوشته بود . آن را به من تحویل داد. 
آنجا نوشته بود : در همان سنگر نگهبانی مولایش امام زمان (عج) را زیارت کرده ! در همانجا مژده وصل را از زبان آقا شنیده بود. برای همین دیگر آرام وقرار نداشت . 
همان موقع شما آمدی . فکر می کنم متوجه بوی عطر شدی !؟ با تکان دادن سر حرفش را تأیید کردم . 
ایشان در حالی که قطرات اشک از چشمانش جاری بود با صدایی بغض آلود ادامه داد: دنبال برادر هدایت نگرد. 
همان روز بچه ها را به عقب منتقل کردند. من هم که چند ترکش ریز به بدنم خورده بود به بهداری رفتم . 
فرمانده گردان ما خواب برادر هدایت را دیده بود. مضمون خواب حکایت از شهادت این انسان وارسته داشت . روز  بعد کل گردان ما به مرخصی رفت . 
[ پنجشنبه 6 بهمن ماه سال 1390 ] [ 17:56 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (1) ]
[ چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390 ] [ 20:22 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]
[ چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390 ] [ 20:18 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (1) ]


چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟

رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز کشورمان را این‌چنین توصیف کردند: «یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال می‌کنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.»1 اما شرایط بدر و خیبر با شرایط شعب ابی‌طالب چه تفاوت‌هایی دارد؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام به بیان این تفاوت‌ها پرداخته است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif محاصره‌ی شعب ابی‌طالب یکی از نقاط حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است. لطفاً درباره‌ی چرایی وقوع این محاصره و اثرات آن توضیح دهید.
خدای متعال در قرآن به مسلمانانی که در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند -دشمنی که می‌کوشید مؤمنین را مأیوس کند و آنها را به این باور برساند که راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمی‌شان بی‌اثر است- می‌فرماید «و اذکُرُوا»؛ به‌یاد آورید که «إذ أنتُم قلیلٌ» شما کم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ»2، مشرکان شما را مثل دانه از زمین برمی‌داشتند، زیر پا لگدمال می‌کردند و اگر بادی می‌آمد، مانند همان دانه‌ی بی‌ارزش، در هوا این طرف و آن طرف می‌شدید. به یاد بیاورید که خداوند متعال شما را زیاد کرد تا این‌که به نیرویی تبدیل شده‌اید که دیگر دشمن روی شما حساب می‌کند. پس معلوم می‌شود، مؤمنینی که کنار رسول‌الله صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوس‌کننده‌ای را سپری کردند که اگر خدای متعال در معادله‌ی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.

اوج آن «یتَخَطَّفَکُمُ النَّاس» هنگامی بوده است که پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در مکه بودند و همان تعداد اندک مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیت‌ها و تعرضا‌ت مشرکین، به حبشه مهاجرت کرده بودند. آنهایی هم که در مکه مانده بودند، یا امکان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هسته‌ی دینی حاضر در مکه، صلاح نبود که مهاجرت کنند. در مکه به دلیل حضور بنی‌هاشم، مشرکین اجازه نمی‌یافتند به شخص پیامبر تعرضی کنند، چون ابوطالب که ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیله‌ی قریش و طایفه‌ی بنی‌هاشم، با آداب و سنن و تعصب‌های قومی از پیامبر صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله محافظت می‌کرد. البته به غیر از این، مشرکین می‌توانستند سایر محدودیت‌ها را علیه مسلمانان اعمال کنند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 5 بهمن ماه سال 1390 ] [ 19:38 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]
[ چهارشنبه 28 دی ماه سال 1390 ] [ 19:43 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]


 

 

حضرت آیت الله خامنه ای بصیرت را نیاز اصلی جامعه خواندند و خاطرنشان کردند: بصیرت، اجازه نمی دهد «غبار آلودگی فتنه»، کسی را گمراه کند.


ایشان توصیه پروردگار به پیامبر اعظم و پیروان محمدی را درباره حرکت توأم با بصیرت یادآوری کردند و افزودند: بصیرت، قطب نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است بگونه ای که اگر کسی این قطب نما را نداشت و نقشه خوانی را بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند.

رهبر انقلاب اسلامی، بصیرت ملت و آگاهی جوانان را کُند کننده تیغهای دشمن دانستند و افزودند: اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب، ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.


حضرت آیت الله خامنه ای، بصیرت را برای «شناخت هدف، تشخیص راه صحیح رسیدن به هدف، تشخیص دشمن و موانع راه، و شناخت راههای برطرف کردن موانع»، کاملاً ضروری برشمردند و آحاد مردم، جوانان، روحانیان، دانشگاهیان، حوزویان و اصحاب فرهنگ و ادب را به درک اهمیت حیاتی این مسئله و مجهز شدن هرچه بیشتر به «سلاح بصیرت و آگاهی»، توصیه مؤکد کردند.


علاقه و احترام ملتها به نظام اسلامی و حساسیت آنها به مسائل داخلی ایران، نکته دیگری بود که حضرت آیت الله خامنه ای برای تبیین اهمیت حرکت بصیرانه در داخل کشور، به آن پرداختند.
ایشان با یادآوری نگرانی ملتهای علاقمند به اسلام و جمهوری اسلامی از برخی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری افزودند: حضور 85 درصدی  ملت در این انتخابات، ملتهای مسلمان را شادمان کرد اما وقتی دشمن برای تخریب این «حضور عظیم و پیروزی بزرگ سیاسی»، به «شایعه افکنی، تهمت زنی و ایجاد اغتشاش در گوشه ای از کشور» دست زد، دوستداران جمهوری اسلامی، نگران شدند و این واقعیت، نشان دهنده استمرار علاقمندی به تفکر جمهوری اسلامی در جهان اسلام، حتی پس از 30 سال است.


رهبر انقلاب اسلامی آمیختن حق با باطل و دشوار کردن تشخیص حقیقت را حتی برای پیروان حق، شیوه دیرینه مخالفان اسلام دانستند و با یادآوری هشدار امیرمومنان در این باره افزودند: بصیرت مهمترین راه مقابله با این فتنه آفرینی هاست.


حضرت آیت الله خامنه ای، در بیان یکی از معیارهای مهم تشخیص «راه و اقدام صحیح از مسیر غلط» افزودند: هر حرکتی که دشمنان خونی ملت و نظام اسلامی یعنی استکبار و صهیونیزم را خشمگین کند حرکتی صحیح و در مسیر حق است و هر اقدام و مسیری که آنها را خوشحال و ذوق زده کند و در تبلیغات و سیاستهایشان بر آن تأکید کنند، مسیری کج، غلط و زاویه دار است.ایشان تأکید کردند: با این معیار یعنی عکس العمل خشمگینانه یا شادمانه بیگانگان در مقابل حوادث و رویدادها، در بسیاری از موارد می توان اشتباهات را دریافت و جبران کرد.

[ چهارشنبه 28 دی ماه سال 1390 ] [ 19:40 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]


هنرمندان از سید مرتضی آوینی می گویند
شهید آوینی در خطاب به مقام معظم رهبری: بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت (س) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.

به گزارش خبرگزاری فارس، شهید سید مرتضی آوینی در سال 1371 نامه ای را خطاب به مقام معظم رهبری نامه ای را نوشته و ارسال نمودند که حاوی مطالب مهمی پیرامون برخی مشکلات فرهنگی کشور بود. متن کامل این نامه تا امروز منتشر نشده است اما آن چه خواهید خواند مقدمه نامه مذکور است:

خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر (ع) حضرت آیت الله خامنه ای ایدکم الله تعالی بتاییداته الخاصه.

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. امتثال امر فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی گذارد لذا حقیر مستقیما با استمداد از فضل بی منتهای رب العالمین وارد در اصل مطلب می شوم بعد از عرض این مختصر که:

ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت (ره) و نایب امام زمان (عج) تجدید بیعت کرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم، همانگونه که پیش از این درباره امام امت (ره) بوده ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوری که پیش از این داشته اند.

مقام معظم رهبری

 خدا شاهد است که این سخن از سر کمال صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ بر شانه های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم. و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه خشک و بی روح. این سخن یک فرد نیست، دست جماعتی عظیم است که به سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند، بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت (س) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.

کمترین مطیع شما سید مرتضی آوینی.

منبع: فارس نیوز

[ چهارشنبه 21 دی ماه سال 1390 ] [ 12:42 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]


سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان: بیانات در مصاحبه با شبکه المنار


بخش‌هایی از متن بیانات:

[قسمت اول مصاحبه]

بتول ایوب: بسم الله الرّحمن الرّحیم.

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

برنامه‌ی ویژه‌ی امشب، بدون پرانتز و به صورت زنده است. ویژه است، چون میزبان هر بار در باره‌ی هر برهه، ویژه سخن می‌گوید. محتوایش ویژه است، چون آن چه منطقه شاهد آن است، از ویژه هم ویژه‌تر است. دوران، دوران تحولات ویژه‌ای است که به سخنان ویژه‌ی کسی که دشمنان پیش از دوستان به سخنان و نگاهش اعتماد دارند، نیاز دارد. پرونده برای بحث زیاد است، پرونده‌هایی منطقه‌ای و داخلی. روند تحولات سریع است و ترس از اتفاقات غیر منتظره -در راستای آن‌چه برای منطقه در نظر گرفته شده- بسیاری از مردم جهان عرب و اسلام را نگران کرده است. بسیاری افراد از وقوع جنگ‌های داخلی و تقسیم دوباره‌ی منطقه نگران هستند. فتنه‌های طائفه‌ای و مذهبی آماده‌ی به خدمت درآوردن بی‌طرفان، برای سرقت انقلاب‌های عربی‌اند. این مسائل که دور از ذهن هم نیستند به پاسخ نیاز دارند. حزب الله با جایگاه شایان توجّه‌ش که می‌بایست در جهت‌دهی بی‌طرفان منطقه پیشرو باشد، برای افزایش اعتماد و آرامش طرفدارانش و نگرانی دشمنانش آماده‌ی پاسخ‌گویی به این سؤالات است. جناب دبیر کل حزب الله، سید حسن نصرالله، امشب برای تشریح خصوصیات این برهه‌ی حسّاس و موضع حزب الله پیرامون همه‌ی شرایط منطقه با ما خواهند بود. شرایط منطقه از جمله پایان قذافی، عقب‌نشینی آمریکا از عراق، اتهام‌زنی آمریکا به ایران درباره‌ی تلاش برای ترور سفیر سعودی در واشنگتن، اوضاع بحرین و انجام تبادل اسرا میان جنبش حماس و دشمن اسرائیلی. قاعدتا امشب نگاه حزب الله به وضع سوریه و تأثیر و انعکاس‌های طبیعی آن را بر اوضاع لبنان، نیز «داخل پرانتز» خواهیم آورد. لبنانی که مسائل مهمی را پیش رو دارد، از جمله پرونده‌ی دادگاه بین المللی و پیشتبانی مالی آن، سرنوشت دولت اکثریت جدید، هراس از تهدیدات داخلی علیه ثبات و نگرانی از تهدیدات خارجی از سوی اسرائیل. افتخار دارم این پرونده‌های گسترده و با اهمیّت را امشب با جناب سید حسن نصرالله «داخل پرانتز» در میان بگذارم.

سلام علیکم حضرت سید.

سید حسن نصر الله: علیکم السلام و رحمة الله.

بتول ایوب: با تصویری اجمالی از منطقه آغاز می‌کنیم. شما انقلاب‌های عربی را جنبش‌های مردمی دانستید و نسبت به تلاش‌های آمریکا برای مداخله در آن‌ها هشدار دادید. نگاه حزب الله به این قضیه چه گونه است؟

سید حسن نصر الله: بسم الله الرحمن الرحیم.

بعد از گذشت چند ماه از آغاز این انقلاب‌های عربی. و از طریق ارتباطات، دیدارها و معلوماتی که از منابع مورد اطمینان داریم، ماجرا روشن‌تر شده است. و بر نگاهی که از ابتدا آن را مطرح کردیم، که آن‌چه رخ می‌دهد جنبش‌هایی ملّی و کاملا مردمی است، صحه می‌گذارد. یعنی آن‌چه که از تونس و بعضی کشور‌های عربی دیگر آغاز شد، نتیجه‌ی خواست مردم و اراده‌ی ملی بود. پروژه‌ی آمریکا نبود، منطقی هم نبود که باشد. چون این نظام‌ها، نظام‌هایی آمریکایی بودند. نظام تونس، مصر، یمن و بحرین. حتی قذافی در سال‌های گذشته تا حد بسیار زیادی هم‌کار، هم‌آهنگ و سرسپرده‌ی آمریکا بود. و عاقلانه نیست ایالات متحده‌ی آمریکا دست به براندازی نظام‌های دنباله‌رو، وفادار و سرسپرده‌ی خود بزند. شاید  در این میان، در منطقه، نظام سوریه تنها نظامی باشد که نتوان آن را سرسپرده‌ی آمریکا دانست. در هر صورت، نگاه ما، که اطلاعات و داده‌های قطعی نیز آن را تأیید می‌کنند، می‌گوید: آن‌چه اتفاق افتاد و می‌افتد انقلاب‌هایی واقعا مردمی و عربی است و پروژه‌ی آمریکا نیست. بله، آمریکایی‌ها سوار موج شده‌اند و تلاش می‌کنند این انقلاب‌ها را مصادره و مسیر مردمی و هدف‌های شریف آن را منحرف کنند. و این طبیعی است. ما توقع نداریم گردانندگان آمریکا به راحتی در مقابل قیام مردم علیه نطام‌های مستبد سرسپرده‌ی آمریکا، تسلیم شوند.

بتول ایوب: حضرت سید، با گذشت چند ماه از آغاز این جنبش‌ها در تونس، مصر و دیگر کشورها، فکر می‌کنید تلاش‌های ایالات متحده برای منحرف کردن این انقلاب‌ها نتیجه خواهند داد؟ چه این که در تونس شاهد آغاز انتخابات هستیم و زمینه‌های ورود به عرصه‌ی انتخابات در مصر هم فراهم است.

سید حسن نصرالله: این‌که آمریکایی‌ها موفق می‌شوند یا نه، به هدف‌هایشان بستگی دارد. هنگام ورود به این انقلاب‌ها اهدافی داشتند که می‌خواستند به آن‌ها برسند. از جمله:

اول: کاستن از زیان تا حد امکان.

دوم: ترمیم وجهه‌شان در ذهن ملّت‌های عربی و اسلامی. چون نظرسنجی‌های سال‌های گذشته و حتی ماه‌های پیش در سراسر منطقه‌مان همه به وضوح عمق نفرت و تقابل ملّت‌های عربی و اسلامی را نسبت به سیاست‌ها، حکومت، عمل‌کرد و روش آمریکایی‌ها نشان می‌داد. همه به روشنی این حکومت را جنایت‌کار، تروریست و... بر می‌شمردند.

سوم: نظام‌های جایگزین. وقتی آمریکا با قدرت وارد این میدان می‌شود، می‌خواهد در ساختن نظام‌های جایگزین، و اگر بتواند نظام جایگزین سرسپرده‌ی جدید، نقش بازی کند. یعنی پس از یک فراغتی با پوشش مردمی، فقط با تغییر ظاهر همان چیزهای قبلی را سر کار بیاورد. اگر این طور شود که چه بهتر. اگر نه می‌کوشند در روند تشکیل نظام جایگزین شریک باشند.

این از اهداف. آیا موفق شده‌اند؟ به نظر من الان نمی‌توانیم نتیجه‌ی قطعی را مشخص کنیم. چون به آینده وابسته است. الان مردم در تونس رفته‌اند سراغ انتخابات و این بسیار عالی است. مشارکت بسیار بالا بوده. برخی می‌گویند 70، برخی 80 و برخی بالاتر از هشتاد یعنی صحبت از 80 تا 90 درصد هم است. باید ببینیم انتخابات به کجا می‌رسد؟ و پس از آن آیا این نتایج از سوی جامعه‌ی بین الملل محترم شمرده می‌شود یا نه؟ به زودی طبق خواست مردم -که انتخابات دیروز آن را به نمایش گذاشت و نتایجش نیز فردا مشخّص خواهد شد- نظام جدید تونس شکل خواهد گرفت. لیبی همین طور، مصر هم. پس ما نمی‌توانیم بگوییم نظام‌های جایگزینی که خواهند آمد، مردمی خواهند بود یا سرسپرده‌ی آمریکا. مشکل همین جاست.



ادامه مطلب
[ یکشنبه 18 دی ماه سال 1390 ] [ 19:19 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (1) ]


مقام معظم رهبری


کار را باید متقن و خوب انجام داد؛ درس را باید خوب خواند؛ اخلاق را باید رعایت کرد؛ تدین را باید در زندگى خود اصل دانست.





ادامه مطلب
[ پنجشنبه 24 آذر ماه سال 1390 ] [ 17:15 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (1) ]
[ پنجشنبه 17 آذر ماه سال 1390 ] [ 14:43 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]

رسانه‌های صهیونیستی با پوشش خبری گسترده حضور سید حسن نصرالله در جمع عزاداران حسینی در ضاحیه در جنوب بیروت، این حضور را پیام اعتماد به نفس مقاومت به دشمنان خود خواندند.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله،فارس به نقل از شبکه النشره نوشت: حضور سید حسن نصر‌الله در جمع عزاداران حسینی در ضاحیه در جنوب بیروت به سرعت در راس خبرهای رسانه‌های صهیونیستی قرار گرفت و این رسانه‌ها با انتشار این خبر بخش‌هایی از فیلم حضور دبیرکل حزب الله در جمع عزداران حسینی تجمع کننده در ورزشگاه الرایه را پخش کردند. 

روزنامه "هاآرتص" درباره حضور علنی و آشکار سید حسن نصر الله در جمع عزاداران الضاحیه، این حضور را حضوری بی‌نظیر و نادر خواند و نوشت که از سال ۲۰۰۶ تاکنون اولین بار است که دبیرکل حزب الله لبنان به شکل علنی در جمع هواداران خود ظاهر می‌شود. 

پس از آن هاآرتص بر سخنان دبیرکل حزب الله لبنان تمرکز و تاکید کرد: آنچه از اظهارات سید حسن نصر الله برداشت می‌شود، این‌که این حزب الله لبنان آماده رویارویی با اسرائیل است و هر روز بیش از گذشته بر آمادگی نیروها و تسلیحات خود می‌افزاید. 

این روزنامه صهیونیستی با اشاره به حضور شخص سید حسن نصر الله در میان هزاران نفر از یاران و هواداران خود با اشاره به این‌که از ژوئیه ۲۰۰۶ تاکنون از بیم در معرض ترور واقع شدن هیچ‌گاه در ملاء عام و اماکن عمومی حاضر نمی‌شد و تنها از راه دور با مخاطبان خویش ارتباط برقرار می‌کرد و آخرین حضور وی در جمع هوادارانش به سال ۲۰۰۸ بازمی‌گردد. 

هاآرتص این حضور سید حسن نصر الله در ملاء عام را در واقع دربردارنده پیام "اعتماد" به افکار عمومی توسط وی بویژه در این مرحله حساس برشمرد که سراسر منطقه بخصوص سوریه را تغییر و تحولات مختلف و گوناگون فرا گرفته است که با ایران بنابر ادعای این روزنامه نقطه اتکا و قدرت آن را تشکیل می‌دهد. 

از سوی دیگر روز "یدیعوت آحارانوت" با اختصاص بخش گسترده‌ای از شماره روز گذشته خود به حضور سید حسن نصر الله در میان هواداران خود در ورزشگاه الرایه نوشت که از سال ۲۰۰۸ تاکنون اولین بار است که دبیرکل حزب الله لبنان در ملاء عام حضور می‌یابد. 
این روزنامه تاکید کرد که این اقدام سید حسن نصر الله این پیام را به تمام کسانی‌که تصور می‌کنند، می‌توانند او را تهدید کنند یا به وحشت بیاندازند، رساند. 

یدیعوت آحارانوت در ادامه با اشاره به استقبال پرشور هواداران نصر الله از وی تاکید کرد که تمام شرکت‌کنندگان در مراسم روز گذشته الرایه یک‌صدا شعار "مرگ بر اسرائیل" را سردادند. 

یدیعوت نوشت که سید حسن نصر الله پس از آن مردم را ترک گفته و سخنرانی خود را از راه دور ایراد کرد، اما تعاملی که حاضران در ورزشگاه الرایه با سخنان وی داشتند، به بیننده این‌گونه القا می‌کرد که او در میان مردم در حال سخنرانی است. 

مراسم روز دهم عاشورای حسینی امسال در بیروت با حضور دبیرکل حزب الله در ورزشگاه 'الرآیه' حال و هوای خاصی به خود گرفت بویژه آنکه وی در سخنان شب عاشورا، برای خود آرزوی شهادت کرده بود. 

در این مراسم حضور شخصی سید حسن نصرالله که سومین حضور عمومی وی در ملاء عام بعد از جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ بود، باعث برانگیختن شور و احساس هزاران تن از مردم عزادار شد. 

رژیم صهیونیستی تهدید کرده است که وی را در هر مکانی که بیابد ترور خواهد کرد و ازهمین رو دبیرکل حزب الله بعد از جنگ تموز تنها دو مرتبه در جمع عمومی مردم حاضر شده بود. 

[ پنجشنبه 17 آذر ماه سال 1390 ] [ 14:33 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (0) ]

مهم‌ترین ابزار مبارزه باجنگ نرم

منبر
منبر یکی از مهم‌ترین ابزار مبارزه با جنگ نرم دشمن است!

ادامه مطلب
[ شنبه 7 آبان ماه سال 1390 ] [ 21:37 ] [ رزمندگان مقاومت ] [ نظرات (1) ]

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آخرین جمله را هم به
امام و مقتدای خودمان ولی عصر(عج) عرض کنیم:
ای سید و مولای ما !
پیش خدای خود گواهی بده که در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده ایم
و بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راه پرافتخار و پرفیض و پربهجت، جان خود را
تقدیم کنم.

عشق یعنی یک خمینی سادگی...

عشق یعنی با علی دلدادگی....

عشق یعنی دست تو پرپر شده...

عشق یعنی یک علی رهبر شده...

عشق یعنی لافتی الا علی....

عشق یعنی رهبرم سید علی...

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک و بین یدی ولیک به حق محمد و آل محمد الهی آمین

ذکر روزهای هفته صد مرتبه

شنبه:یا رب العالمین

یکشنبه:یا ذوالجلال و الاکرام

دو شنبه:یا قاضی الحاجات

سه شنبه:یا ارحم الراحمین

چهارشنبه:یا حی یا قیوم

پنج شنبه:لااله الا الله ملک الحق المبین

جمعه:::اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین::

اســــــــــــئلکم الـــــــدعــــاء
لوگوی وب

حزب الله
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 15081